![]() |
![]() |
|
|
سلام دوستان.خوبين؟خوبم در انتها متن رو هم بخونید.
هزااااااااااااااااااااااااااااااااااار ماشالله چه قدر لباس عروس بهش میاد.فدات بشم یونگ آئه . . لی یونگ ائه در باره ی ازدواجش صحبت کرد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 9:33 توسط سمیرا |
|
|
لی یونگ آئه پس از بازگشت از آمریکا.نمیدونم یه جایی میره که من نمیدونم کجاست.البته جای خاصی نیستا همون دور و اطراف متن خبر به زبان ترکیه ای هست اگه تونستید ترجمه کنید که نمیتونید به منم خبر بدید.
حالا اینا هیچی برین سراغ عکسای قشنگ لی ...در انتها متن خبر...
فدات بشم الهی.ببینین چه قدر ساده اس.یه لباس و شلوار خیییییلی ساده اما قشنگ پوشیده.این سادگیش منو کشته.آخرشه..
کیفت سنگینه عزیز دلم .ای کاش بودم و برات می آوردم.
متن خبر: Lee Young-ae Evlilik Üzerine Konuştu |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 23:57 توسط سمیرا |
|
|
ستاره ي کره جنوبي سرکار خانوم لي يونگ آئه عشق من...خانوم خانوماي گل
بعد از ازدواج که اعلام کرده بود در آمريکا به همراه همسرش زندگي خواهد
کرد و قصد بازگشت به کره را ندارد به کره سرزمين مادري خويش بازگشت (خدا
رو شکر...)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 23:27 توسط سمیرا |
|
|
لی یونگ آئه بالاخره ازدواج کرد.
مراسم ازدواج آن ها در 24 آگوست به طور مخفیانه در آمریکا برگزار شد.چون آقا داماد ما در امریکا هستن.در واقع این مرد خوشبخت دورگه است یعنی آمریکایی/کره ای. اعلام شده به خاطر محبوبیت عزیز دل من یونگ آئه خانوم این مراسم فقط با حضور اقوام و دوستان نزدیک برپا شده است و هیچ گونه عکسی از این مراسم تهیه نشده. لی یونگ ائه اعلام کرده از این پس در آمریکا زندگی میکنه و به همین دلیل از تمام هوادارانش که در طی این مدت او را در کره ی جنوبی همراهی کردند تشکر کرد و از تمامی ان ها خداحافظی کرد. لی یونگ ائه:38ساله و آقای جونگ آقا داماد:55 ساله...دقیقا 17 سال تفاوت سنی لی یونگ ائه در طی مصاحبه هایی که در سال های پیش با وی صورت گرفته بود اعلام کرد هرگز ازدواج نخواهد کرد مگر این که با مردی آشنا شود که او را به خاطر موقعیت و ثروت و شهرت دوست نداشته باشد بلکه او را از صمیم قلب بخواهد.حالا مثل این که یونگ ائه ی من تونسته شریک زندگیشو پیدا کنه. نمیدونم باید از این بابت خوشحال باشم یا ناراحت.از یه نظر خوشحالم چون عزیز ترین کسم بالاخره تونست شریک زندگیشو پیدا کنه اما از یه نظر خییلی خییلی ناراحتم که میخواد بره امریکا.تازه داشت همه چی درست میشد من میتونستم به راحتی برم کره تا یکی دو ماه دیگه اما حالا که رفت آمریکا عمرا. تازه بابام قبول کرده بود یه یه هفته ای بفرستتم کره ولی تا اومد کارا درست بشه همه چیز خراب شد. (آدم بدبخت تر من پیدا میشه؟) هنوز نمیتونم باور کنم یونگ ائه ی قشنگ من که هنوز عینهو بچه هاس و شیطون و بازیگوشه.شده عروس خانوم... ای کاش حد اقل یه دونه عکس از عروسیش تهیه شده بود که ببینم تو لباس عروس چه ماهی شده. خدایا...حالا چرا امریکا...؟حتما یونگ ائه خیلی شوهرشو دوست داره که حاضره به خاطرش از کشورش و تمام دوستداران و هوادارانش جدا بشه و بره... وای نه.امریکا نسبت به کره آنفولانزای خوکی خییییییییییییییییییییییییلی بیشتره نکنه یونگ آئه این بیماری رو بگیره.آقای جونگ اگه بلایی سر یونگ ائه ی من بیاد من میدونم با تو... وای نکنه اونجا بمب بارون شه.امریکا خطریه... یونگ آئه مراقب خودت باش. تو این لحظه تنها کاری که میتونم بکنم اینه که واسه خوشبختیش دعا کنم. امیدوارم یونگ ائه ی من و آقای جونگ یه زوج خیلی خیلی خوشبخت بشن که زبانزد همه بشن. اونقدرخوشبخت که همه از حسادت بترکن.اصلا بمیرن . . برات دعا میکنم یونگ آئه.... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 21:21 توسط سمیرا |
|
|
خوندنش ضرر نداره پس بخونش... دلم شکست...قلبم وایساد...برای یه لحظه نفسم بند اومد دیشب وقتی خبر ورود سونگ ایل گوک رو به ایران شنیدم شوکه شدم.یه شوک خیییییییییییییییییلی بزرگ بهم وارد شد.نمیدونم دیشب چرا به خاطر این خبر دیوونه شده بودم یه دیوونه ی واقعی... اصلا فکرشو نمیکردم که سونگی بیاد ایران.مثل لی یونگ آئه.یونگ ائه تا دو ماااااااااااااه تیتر اول روزنامه ها و مجلات شده بود در مورد خبر مهم اومدنش به ایران.چه قدر این خبر جدی بود.اونقدر جدی که محل اقامتش و جاهایی که از اون بازدید میکنه رو مشخص کرده بودن.این که با کی میاد .با کی میره.اما اخرش چی شد ؟نیومد شاید ایران زیاد برای اومدنش پافشاری نکرد. شایدم زمانی که ایران دعوتش کرد به خاطر محبوبیت زیادش و دعوت های بیش از حدی که داشته موفق به سفر به ایران نشده.اما من منتظر بودم.منتظر این که اون بیاد اما نیومد. مثل اینکه لی یونگ ائه همون یانگم دوست داشتنی جواهری در قصر که ۹۷٪ مردم به خاطر اون شب های جمعه از جلوی تلویزیون تکون نمیخوردن حالا دیگه به فراموشی سپرده شده.بعد از جواهری در قصر سریال های تاریخی دیگه ای پخش شدن و جومونگ و سوسانو و جانکوا و جانگ بوگو مشهور شدن و دیگه کم کم لی یونگ ائه و یانگم کمرنگ شدن.دیگه هر چی تو روزنامه ها میگشتم به دنبال خبر اومدن یونگ ائه به ایران اما هیچ وقت اینو ندیدم.به خاطر همین وقتی فهمیدم سونگ اومده ایران به یاد یونگ آئه افتادم...به یاد اون روزایی که منتظر اومدنش بودم...به یاد حسرت اومدنش که به دلم مونده...به یاد بوسه ای که منتظرم به گونه های قشنگش بزنم...به یاد شب ها و روزهایی که تو اتاقم تمرین میکردم که وقتی دیدمش بهش چی بگم؟چه عکس العملی نشون بدم و چی کار کنم؟؟؟ وقتی اخبار ۲۰:۳۰ اعلام کرد سونگ اومده ایران دیگه خنده برام مفهومی نداشت.از یه نظر خوشحال بودم که اگه حداقل من نتونستم عشقمو ببینم بقیه میتونستن و از یه نظر دلم به حال خودم میسوخت. بعد از شنیدن این خبر تو اتاقم درو رو به خودم بستم نمیدونستم چرا گریه میکنم و لی میدونستم دلم گرفته که دلم هوای یونگ ائه رو کرده که دیگه طاقت انتظار ندارم که دیگه میخوام ببینمش. اونقدر چشام کبود شده بود که دیگه نمیتونستم از اتاق بیرون برم همون جا موندم تا بالاخره از آه دلم و گریه هام خوابم برد. دیگه هیچ راهی برام نمونده که بتونم اونو ببینم یا باهاش حرف بزنم.بهش تلفن زدم کسی جواب نداد.براش فکس زدم فکسم نرفت.ایمیلشو میخواستم نداشتم... دیگه اخرین راهی که برام مونده خداست.حالا فقط خدا برام مونده.یه نذر کردم که یونگ ائه بیاد ایران و من ببینمش.امیدوارم خدا صدامو بشنوه و نذرم رو قبول کنه. همیشه میخواستم یونگ ائه رو دنیایی به دست بیارم اما حالا میخوام اونو خدایی به دست بیارم خدایا کمکم کن...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 12:15 توسط سمیرا |
|
سلااااااااااااااااااااام من اومدم...چه طورایین دوستان؟ بریم آپ کنیم؟ بریم... خب عکسای متحرک خیییلی قشنگ از لی یونگ آئه رو براتون میزارم ببینید. نظر فراموووش نشه خوشکلا
عاااااااااااشق این یکیم خیلی باحال شده.
بقیه تو ادامه مطلب...تشریف ببرید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 14:46 توسط سمیرا |
|
|
سلام دوستاي گلم...خوبين؟من كه اصلا خوب نيستم...!
آخ... دوستاي عزيزم شايد من تا چند روزي نتونم بيام.نه ميتونم آپ كنم،نه ميتونم نظراي قشنگتون رو بخونم و به وب هاي خيلي قشنگتون سر بزنم. اين چند روزه از بس سرم رو كردم تو اين كامپيوتر چشام داره از درد ميتركه. به خاطر همين بايد يه چند روزي بهش استراحت بدم،بلكه دردش خوب بشه. اگه تو اين چند روز كوتاه به نظراي قشنگتون جواب ندادم دلگير نشين. هستي جونم خيلي ممنون كه گفتي آپي...راستش من اومدم تا آپ قشنگتو ببينم.خيلي باحال بود.اما تا اومدم نظر بدم سريال مسافران شروع شد و منم رفتم.ببخشيد. سعيد در مورد موضوعي كه گفتي حتما كمكت ميكنم اما ميدوني كه چشام درد گرفته.در اولين فرصت جوابتو ميدم. سحر جونم معذرت ميخوام مثل اين كه اشتباهي نوشتم.منظورم اين بود كه ناكس و وبو الان يك سال و چند ماهشون هست؟راستي الان ميتونن راه برن؟نه؟ دوستاي گلم باي |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 15:3 توسط سمیرا |
|
|
سلام سلام...
بچه ها واسه آپ بعدی چی واستون بزارم؟؟؟؟؟؟ انتخاب کنین...
عکس هایی از کمک های انسان دوستانه ی لی یونگ آئه به مردم فقیر نشین آفریقا عکس های متحرک از لی کلیپ از لی مصاحبه ی اختصاصی با لی کدوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 10:24 توسط سمیرا |
|
|
سلام دوستان...خوووووووووووووبین؟ منم خوبم...
امروز میخوام واستون یه کلیپ خیلی باحاااااااااال از سرکار خانوم لی یونگ آئه بزارم.... خیلی خیلی قشنگه حتما دانلودش کنید اینم یه عکس از کلیپ مربوطه...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 9:20 توسط سمیرا |
|
|
سلام دوستای گلم...خوبین؟چه خبرا؟منم خوبم...ممنووووون از نظرای قشنگتون
دیگه این که خبر مهم دارم.خواهشا جون هر کی دوست دارین منو سمیرا دیگه صدا نکنین.
از این اسم عربی مذخرفم متنفرم...البته به شدت از این به بعد بهم بگید سپیده قبول؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تا چند روز دیگه اگه شد تو شناسنامه هم عوض میکنم.کسی خبر نداره که واسه این کار باید سن قانونی داشته باشی یا نه؟ فداااااااااااااااااااااااااااااااای همتون...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 20:5 توسط سمیرا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به وبلاگ عاشقان لی یونگ آئه خوش آمدید...
. . . کمی درمورد لی یونگ آئه: لی یونگ آئه محبوب ترین و مشهور ترین بازیگر زن کره ی جنوبی که با بازی بی نظیر خود در سریال زیبای جواهری در قصر توانست خود و کشورش را به تمامی مردم ثابت کند.بازی زیبای او آنچنان چشم گیر بود که توانست همه را مجذوب خود کند.اما شخصیت اصلی او فقط همین نیست لی یونگ آئه در اوج شهرت و ثروت مغرور نشد باز همان زندگی ساده ی خود را ادامه داد ومثل همیشه از این ثروت زیادش برای کمک به انسان های محروم استفاده کرد. و من عاشق و دوستدار این شخصیت هستم. فکر میکنم تنها کاری که میتونم برای یونگ آئه ی عزیزم انجام بدم اینه که در این وب به طور جدی ازش دفاع کنم. امیدوارم یه روز ی خود یونگ آئه وب منو ببینه و بفهمه چه قدر دوسش دارم. ممنون از حضورتان و بای |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
عکس های یونگ آئه |
|
RSS
|